شهید کردن
مترادفها
به شهادت رساندن، قربانی کردن
لغت نامه دهخدا
شهید کردن. [ ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کسی را بدرجه شهادت فایز کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کسی را بدرجه شهادت فایز کردن.
جمله سازی با شهید کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به خون صد شهید غم برابر می توان کردن
💡 دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی یکی از ۱۵ دانشکده دانشگاه شهید بهشتی است که در سال ۱۳۴۵ تأسیس شدهاست. تعداد پذیرفته شدهگان اولین سال تأسیس این دانشکده ۱۷۴ نفر بود. دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی جزء دانشکدههای برتر حقوق بوده و با توجه بهحضور اساتید برجسته حقوق در این دانشکده، همواره رقابت قابل توجهی بین داوطلبان برای راه پیدا کردن به این دانشکده بوده و هست. کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو به عنوان تنها کرسی موجود در منطقه خلیج فارس وابسته به این دانشکده است.
💡 هدف دشمن از حملات بیهدف، تنها کشتن افراد نبود، بلکه آنها سعی داشتند با شهید کردن سربازان وطن، روحیه مقاومت را در میان مردم بشکنند.
💡 در متون تاریخی آمده است که حاکمان ظالم با شهید کردن منتقدان خود، تلاش میکردند تا هیچ صدای مخالفی در کشور شنیده نشود.
💡 بسیاری از گروههای آزادیخواه معتقدند که حاکمان مستبد با شهید کردن فعالان سیاسی، در واقع باعث بیداری بیشتر ملت و شروع انقلابها میشوند.