شهوت الوده
مترادفها
هوسباز، شهوتران
متضادها
پاکدامن، عفیف، پارسا
لغت نامه دهخدا
( شهوت آلوده ) شهوت آلوده. [ ش َهَْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به شهوت:
گفتم این عمر شهوت آلوده
چون در و چون شکر بهم سوده.نظامی.
فرهنگ فارسی
( شهوت آلوده ) ( صفت ) آن که به سهولت آلایش یافته شهوت پرست.
جمله سازی با شهوت الوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O مهم ترين آيات اين سوره، غلبه ى قدرت الهى بر توطئه هاست (توطئه هاىبشرى با اراده ى الهى خنثى مى شود.) يوسف را به چاه انداختند تا نزد پدر محبوب شوند، مبغوض شدند. درها را بستند تا او را با شهوت آلوده كنند، عصمت او به اثبات رسيد. نه چاه و بردگى و نه زندان و نه كاخ و نه توطئه ها هيچكدام بر اراده الهى غالب نگشتند.
💡 بگفتا کام خسرو کام من نیست به شهد شهوت آلوده دهن نیست