لغت نامه دهخدا
شه نائی. [ ش َه ْ ] ( اِ مرکب ) نام سازی که آنرا سرنا گویند. ( غیاث ) ( از برهان ). سورنائی. شاه نائی. شاه نای. ( یادداشت مؤلف ).
شه نائی. [ ش َه ْ ] ( اِ مرکب ) نام سازی که آنرا سرنا گویند. ( غیاث ) ( از برهان ). سورنائی. شاه نائی. شاه نای. ( یادداشت مؤلف ).
نام سازی که آنرا سرنا گویند شاه نائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوائی مانده و نائی دگر هیچ سری ماندست و سودائی دگر هیچ
💡 نائی به سرم هرگز میرم که پس از مردن شاید گذر اندازی بر خاک من احیانا
💡 رودی دارد سرود تاری دارد فغان نائی دارد نوا چنگی دارد خروش
💡 نائی اگر چه دم بدم نی دمد ولی گر نغمه ی زنی شنوی از نوای اوست
💡 راز نائی می کند نی آشکار این سخن از نعمت الله یاد دار
💡 شرح شب هجران و پریشانی ما چون زلف بتان دراز نائی دارد