شماره زن

لغت نامه دهخدا

شماره زن. [ ش ُ رَ / رِ زَ ] ( نف مرکب ) شماره زننده. || ( اِ مرکب ) آلتی است فلزی که به وسیله آن پس از چاپ کردن اوراق شماره زده میشود. در قسمت بالای آن دستگیره ای فنری است که اگر آنرا با دست به طرف پایین فشار دهیم به وسیله شماره های فلزی که در داخل شماره زن قرار داده شده است، شکل یک عدد را به روی کاغذ نقش میکند. شماره های فلزی که در داخل ماشین وجود دارد، بطور خودکار عوض میشوند؛ به این معنی که با هر بار فشار به دستگیره شماره عوض میشود و شماره ٔبعد بر روی کاغذ نقش می بندد. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) آلتی است فلزی که به وسیله آن پس از چاپ کردن اوراق شماره زده می شود. در قسمت بالای آن دستگیره ای فنری است که اگر آنرا با دست به طرف پایین فشار دهیم به وسیله شماره های فلزی که در داخل شماره زن قرار داده شده شکل یک عدد را بر روی کاغذ می زنند. شماره های فلزی که در داخل ماشین وجود دارد به طور خودکار عوض میشوند به این معنی که وقتی دستگیره را فشار می دهیم و یک مثلا عدد یک (۱ ) بروی کاغذ زده شد شماره عوض می شود عدد دو (۲ ) بروی کاغذ نقش خواهد بست.

جمله سازی با شماره زن

💡 نتوان به ریگ بادیه ما را شمار کرد چون درد و داغ اهل هنر بی شماره ایم

💡 یارونْ، برارونْ! کنین زمن کناره ترسّمه عشقِ بَلْ بئیرهْ شماره

💡 431- نهج البلاغه، حكمت شماره 289. بحارالا نوار، ج 81، ص 204 و 205.

💡 169- همان منبع...هفته نامه كوير شماره 29 ارديبهشت 1373، ص 4

💡 شمرد چسان برت کس غم بیشتر ز پیشم که فزون ز هر حسابست و برون ز هر شماره

💡 شد از شماره فزون جام و پاره کن تسبیح بود که رشته اش آید بکار رشته تار