لغت نامه دهخدا
شش چوب. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) مبال اردو. مستراح موقت که در اردوها از چوب سازند. مستراحهای چوبین قابل حمل در اردوها. ( یادداشت مؤلف ).
شش چوب. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) مبال اردو. مستراح موقت که در اردوها از چوب سازند. مستراحهای چوبین قابل حمل در اردوها. ( یادداشت مؤلف ).
مبال اردو مستراح موقت که در اردو ها از چوب سازند. مستراحهای چوبین قابل حمل در اردو ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادگیر معمولاً چهارگوش است و در دیوارهای چهارگانهٔ آن چند سوراخ تعبیه شدهاست. درون بادگیر با تیغهها و جدارهایی که از خشت یا چوب و
💡 کاسه چوبین گدا را نالهٔ افسوس نیست این صدا از کاسه فغفور میگردد بلند
💡 به هر چوب قفس پیوند دیگر بود بالم را به زور این قوت پرواز را بر بال و پر بستم
💡 از سر تقصیر ما ای محتسب گر نگذری مرحمت کن حد ماباری بزن با چوب تاک
💡 آن نگاه مردم نامحرم و این خواهر من آن یزید و شرب و چوب خیزران، این سر من
💡 این داستان طی چندین قرن بهطور منظم در قطعهای چوبی به تصویر کشیده شدهاست و اصطلاح هاچینوکی را معمول کردهاست.