لغت نامه دهخدا
شش مسکن. [ ش َ / ش ِ م َ ک َ ] ( اِ مرکب ) صدف و آنچه در وی محتوی باشد. || کان زر. || درخت میوه دهنده. || خاری که ترنجبین بر آن بندد. ( ناظم الاطباء ).
شش مسکن. [ ش َ / ش ِ م َ ک َ ] ( اِ مرکب ) صدف و آنچه در وی محتوی باشد. || کان زر. || درخت میوه دهنده. || خاری که ترنجبین بر آن بندد. ( ناظم الاطباء ).
صدف و آنچه در وی محتوی باشد یا کان زر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۵۶ نفر (۷۱ خانوار) بودهاست.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۸۷ نفر (۲۷ خانوار) بودهاست.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۴۲ نفر (۱۳خانوار) بودهاست.
💡 تا جان تو عزم رفتن از تن نکند در سینه خیال یار مسکن نکند
💡 تا تو برداشتهای دل ز من و مسکن من بند بشکست و درآمد سوی من سیل بلا
💡 صفات خاک چون پیداست در تن که خود در خاک داری عین مسکن