شش حرفی

لغت نامه دهخدا

شش حرفی. [ ش َ / ش ِ ح َ ] ( ص نسبی ) هر کلمه که دارای شش حرف بود. ( ناظم الاطباء ). در اصطلاح علم صرف عربی کلمه ای که دارای شش حرف باشد، خواه فعل باشد و خواه اسم. فعل مانند: استنصر، که سه حرف ( ن، ص، ر ) اصلی می باشند. و اسم مانند: سلسبیل و زنجبیل.

فرهنگ فارسی

هر کلمه که دارای شش حرف بود

جمله سازی با شش حرفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ۱- اگر حرف ب در آخر واژگان چند حرفی فارسی پس از الف بیاید و ساکن باشد در گویش سیستانی تبدیل به واو می‌شود مانند:

💡 حرفی ز عشقم آموخت ز آن آتشی بر افروخت کز پای تا سرم سوخت بس شور و فتنها کرد

💡 حدیثی بر زبان هر دم ز هر باب آورد بلبل چو از گل بگذرد حرفی، به چشم آب آورد بلبل

💡 1 – حرفی از خود بسازیم و به جای آن‌ها گزاریم یا از الفبای دیگری از روسی و ارمنی و گرجی و مانند اینها دو حرفی را برداریم و به جای چ وش بکار بریم.

💡 قد به ناز افراشتی غوغای محشر راست شد حرفی از خود ساختی، شور جهان آمد پدید

💡 که تابش آفتاب را نشان می‌دهد هم به معنی برآمدن است و هم دال بر گروه حرفی «وبن» است.

💡 در این بازی معمایی که برای کودکان طراحی شده است، بازیکن باید کلمات شش حرفی را با استفاده از حروف پراکنده در صفحه پیدا کند.

💡 پاسخ صحیح به این سؤال پیچیده در مسابقه تلویزیونی، یک کلمه شش حرفی بود که بسیاری از شرکت‌کنندگان نتوانستند آن را در زمان تعیین شده حدس بزنند.

💡 استاد زبان برای تمرین مهارت‌های ذهنی، از دانش‌آموزان خواست تا پنج کلمه شش حرفی که با حرف سین شروع می‌شوند را در دفتر خود بنویسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران