شش اندازی

لغت نامه دهخدا

شش اندازی. [ ش َ / ش ِ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل شش انداز؛ یعنی کسی که شش گوی مدور در هوا اندازد...

جمله سازی با شش اندازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خیره‌سر دولت اخلاق نیاید راست آشوب چپ اندازی تا نقش نگین هستش

💡 ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو

💡 نه آن کسی، که اگر پتک بر سرت کوبند قراضه‌ای بدر اندازی از دهان چو گاز

💡 از دیده به دیده، ناوک اندازی هست از سینه به سینه، قاصد رازی هست

💡 از سر پای اگرت هیچ بود دست رسی چاره ای ساز که بر من نظر اندازی

💡 مرا در بحر اندازی و گویی: زود بیرون شو شوم بیرون به قول تو ولیکن بیم جان دارم

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز