لغت نامه دهخدا
شترلب. [ ش ُ ت ُ ل َ ] ( اِ مرکب ) لب شتر. لفج شتر. || ( ص مرکب ) که لب چون لفج شتر دارد ضخم و کلفت. دارنده لبی چون لب شتر در سطبری و ضخامت.
شترلب. [ ش ُ ت ُ ل َ ] ( اِ مرکب ) لب شتر. لفج شتر. || ( ص مرکب ) که لب چون لفج شتر دارد ضخم و کلفت. دارنده لبی چون لب شتر در سطبری و ضخامت.
لب شتر لفج شتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هلالی از شتر و حجرهاش سخن تا کی؟ شتر به حجرهٔ مقصود کی رسد به سخن
💡 رو که در بادیه عشق نشید سخنم ای گران بار شتر سیر ترا همچو حدیست
💡 گوید گلیمپوش گدا را کسی امیر؟ خواند هُوَیدپوش شتر را کسی دواج
💡 ببردند سیصد شتر سرخموی طرایف بدو دار چینی بدوی