لغت نامه دهخدا
شاعرگزین. [ ع ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) گزیننده شاعر. انتخاب کننده شاعر:
لیکن اشعار ترا آن قدرو آن قیمت نبود
کش بفرمودی جواب این خسرو شاعرگزین.منوچهری.
شاعرگزین. [ ع ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) گزیننده شاعر. انتخاب کننده شاعر:
لیکن اشعار ترا آن قدرو آن قیمت نبود
کش بفرمودی جواب این خسرو شاعرگزین.منوچهری.
گزیننده شاعر انتخاب کننده شاعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترانه هایی گزین از پانزده شاعر شوروی