سیل نظر

لغت نامه دهخدا

سیل نظر. [ س ِ ن َ ظَ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. دارای 180 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، صیفی، لبنیات و پشم است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی زنان سیاه چادربافی است. ساکنین از طایفه بخش الدین پیرداد هستند و زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سیل نظر

💡 بارها خون دل از شش جهتم راه ببست جوش عمان نظر سیل به قلزم پیوست

💡 اساساً، برآمدگی یک بخش تقسیم شده و در زیر اسپونسون خط آب است که از حجم داخلی کشتی جدا شده است. قسمتی پر از هوا و قسمتی بدون سیل است. در تئوری، برخورد اژدر پاره می‌شود و قسمت بیرونی برآمدگی پر از هوا را پر می‌کند، در حالی که قسمت داخلی پر از آب شوک را از بین می‌برد و قطعات انفجاری را جذب می‌کند و بدنه اصلی کشتی را از نظر ساختاری دست نخورده باقی می‌گذارد. دیوارهای عرضی در داخل برآمدگی سیل را به ناحیه آسیب دیده سازه محدود می‌کنند.