لغت نامه دهخدا
سیب و تیب. [ ب ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) این لغت از اتباع است همچو تار و مار، خان و مان و امثال آن و به معنی سرگشته، متحیر، مدهوش و حیران باشد. || سرگشتگی در شغل و کار. ( برهان ) ( از آنندراج ).
سیب و تیب. [ ب ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) این لغت از اتباع است همچو تار و مار، خان و مان و امثال آن و به معنی سرگشته، متحیر، مدهوش و حیران باشد. || سرگشتگی در شغل و کار. ( برهان ) ( از آنندراج ).
این لغت از اتباع است همچو تار و مار و خان و مان و امثال آن و بمعنی سرگشته و متحیر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به خرگوش و سیب و فانتیک اشاره نمود.
💡 حاجیآباد (سراوان)، روستایی از توابع بخش سیب و سوران شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 از درخت سیب و بادام شکفته بوستان راست پنداری که فردوسی پر از حوراستی
💡 تا چمن را آسمان با سیب و آبی جفت کرد بوستان را روزگار از لاله و گل کرد فرد
💡 کام و آرام و نشاط و طرب و عیش و خوشی سرو و شمشاد و گل و سنبل و سیب و به و نار
💡 بخش هیدوچ، یکی از بخشهای شهرستان سیب و سوران در استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این بخش، شهر هیدوچ است.