لغت نامه دهخدا
سی ستاره پاک. [ س ِ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سی دندان. ( آنندراج ) ( برهان ). سی دندان حضرت علیه السلام. ( فرهنگ رشیدی ).
سی ستاره پاک. [ س ِ رَ / رِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سی دندان. ( آنندراج ) ( برهان ). سی دندان حضرت علیه السلام. ( فرهنگ رشیدی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ستاره بارم هر شب ز دیده تا بسحر چو یادم آید از آن سی ستاره سحری
💡 رخی چون روز و زلفی همچو شب داشت بخوبی سی ستاره زیر لب داشت
💡 دو لب چون پارهٔ لعل دو پاره نهفته زیر لعلش سی ستاره
💡 بخندید و تابنده شد سی ستاره از آن خنده در نیمه ناردانی
💡 چو خط بنوشت گویی نقطهٔ لعل درونش سی ستاره بر قمر زد