سوگند خوار

مترادف‌ها

پیمان‌شکن، عهدشکن

متضادها

وفادار، راستگو

لغت نامه دهخدا

سوگندخوار. [ س َ / سُو گ َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) کسی که سوگند خورد. ( آنندراج ). قسم خورنده. حلاّف. ( مهذب الاسماء ):
کند سوگند بسیار آشکارا
دروغ اندیشی سوگندخوارا.جامی.

فرهنگ عمید

آن که به خدا، قرآن، پیغمبر، یکی از امامان، یا شخص دیگر قسم یاد کند، کسی که سوگند بخورد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که قسم یاد کند.

جمله سازی با سوگند خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به سوگند چون شاه را بندگشت به مرگ پسر خوار و خرسند گشت

💡 بماند به گردنت سوگند و بند شوی خوار و ماند پدرت ارجمند

💡 سوگند به خدا، ذليلو خوار تو هستى، محمد صلى اللّه عليه و آله عزيز خدا و محبوب همه مسلمانان است، پساز اين گفتار، هرگز ترا به دوستى نمى گيرم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران