لغت نامه دهخدا
سهو کردن. [ س َهَْوْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اشتباه کردن:
نقطه عشق نمودم بتو هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی.حافظ.رجوع به سهو شود.
سهو کردن. [ س َهَْوْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اشتباه کردن:
نقطه عشق نمودم بتو هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی.حافظ.رجوع به سهو شود.
اشتباه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و هر جانور که در این کارها اهمال نماید از استقامت معیشت محروم ماند: ضایع گردانیدن فرصت و، کاهلی در موسم حاجت و، تصدیق اخبار که محتمل صدق و کذب باشد و قیاس آن بر سخنان نامعقول و پذیرفتن آن به استبداد رای و، التفات نمودن به چُربک نَمّام و رنجانیدن اهل و تبع بقول مُضرِّب فتان، و رد کردن کردار نیک بر خاملان و تضییع منفعتی از آن جهت و، رفتن بر اثر هوا-که عاقل را هیچ سهو چون تتبع هوا نیست - و گردانیدن پای از عرصه یقین.