سه ضربه زدن
لغت نامه دهخدا
سه ضربه زدن. [ س ِ ض َ ب َ / ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کسی را بسه مرتبه بر زمین زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || پیشی و سبقت گرفتن:
در صفت یگانگی آن صف چارگانه را
بنده سه ضربه میزند در دو زبان شاعری.خاقانی.و با سغد سمرقند و غوطه دمشق لاف زیادتی میزد به اندک روزی دیار لوط و زمین سبا را سه ضربه زد. ( تاریخ سلاجقه کرمان ازامثال و حکم ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کسی را سه مرتبه به زمین زدن. ( در کشتی ).
جمله سازی با سه ضربه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ضربات پنالتی، آندرس پالوپ دروازهبان سویا که به عنوان بهترین بازیکن مسابقه نیز شناخته شد، با مهار سه ضربه پنالتی، نقش قابل توجهی در قهرمانی سویا ایفا کرد.
💡 به دستور شاه اسماعیل یکم در میان کشتهشدگان به جستجو پرداختند و پیکر شیبک خان را درحالی که زیر دست و پای همراهانش خفه شده بود در خرابه یافتند و آن را نزد وی بردند. هنگامی که شاه اسماعیل پیکر شیبک خان را دید از شدت خشم سه ضربه شمشیر بر شکم او نواخت و دو دستش را قطع کرد. سپس، سر او را از تن جدا کردند و به ادعای برخی منابع کم اعتبار طبق دستور شاه اسماعیل قزلباشان لاشه او را خوردند:
💡 به دستور شاه اسماعیل یکم در میان کشتهشدگان به جستجو پرداختند و پیکر شیبک خان را درحالی که زیر دست و پای همراهانش خفه شده بود در خرابه یافتند و آن را نزد وی بردند. هنگامی که شاه اسماعیل پیکر شیبک خان را دید از شدت خشم سه ضربه شمشیر بر شکم او نواخت و دو دستش را قطع کرد. سپس، سر او را از تن جدا کردند و به دستور شاه اسماعیل قزلباشان لاشه او را خوردند:
💡 هر دورهٔ آن متشکل از سه ضربه است. در هر میزان سهتایی، ۳ سفید، ۳ سیاه، ۳ چنگ و… جای میگیرد. (مثلاً: 34 - 64 - 32 و…)