سند شاه
مترادفها
فرمان شاه، حکم شاه
لغت نامه دهخدا
سندشاه. [س ِ ] ( اِخ ) پادشاه سند. فرمانروای سند:
یکی شاه کابل یکی سند شاه
دگر جوگیان شاه با فر وگاه.فردوسی ( چ بروخیم ج 7 ص 2250 ).
فرهنگ فارسی
پادشاه سند. فرمانروای سند
جمله سازی با سند شاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «امکان ندارد یک سند در ایران پیدا کنید که کسی نوشته باشد [پیرو دین] یارسان است؛ حتی در اسناد ازدواج یا معاملات ملکی هم ما [نام دین خود را] نمینویسیم؛ با این همه مخفیکاری، باز هم فرصت شغلی و تحصیلی به ما داده نمیشود. خود من در [آزمون] کنکور شرکت کرده و [رشته] تربیت معلم قبول شدم؛ با اینکه دین را اسلام نوشته بودم، ولی پس از گزینش محلی، به دلیل یارسان[ی] بودن مرا رد کردند.» گفتاوردی از رضا شاهمرادی (فعال مدنی یارسانی)
💡 اولین سند حاکی از نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متن نامه اعضای جبهه ملی به شاه در ۲۲ خرداد ۱۳۵۷ است.