سلطان راندن
مترادفها
حکومت کردن، فرمانروایی کردن، سلطنت کردن
فرهنگ معین
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) به هیجان آمدن، جوشش نشان دادن.
ویکی واژه
به هیجان آمدن، جوشش نشان دادن.
حکومت کردن، فرمانروایی کردن، سلطنت کردن
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) به هیجان آمدن، جوشش نشان دادن.
به هیجان آمدن، جوشش نشان دادن.