لغت نامه دهخدا
سرکه ده ساله. [ س ِک َ / ک ِ ی ِ دَه ْ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کینه دیرینه. ( برهان ) ( رشیدی ) ( آنندراج ).
سرکه ده ساله. [ س ِک َ / ک ِ ی ِ دَه ْ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کینه دیرینه. ( برهان ) ( رشیدی ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3. در مجلس مهمانى موقع خواب مى شود. هر يك از بزرگسالان بستر خوابى را به خودتخصيص مى دهد. طفلك ده ساله سرگردان و متحير مانده، كسى به فكر او نيست، گويىاو را انسان حساب نكرده اند و به او رختخوابى نداده اند. سرانجام با شكست خوردگى واحساس حقارت و توهين شديد به بستر پدر يا يكى از بستگان خود مى رود!
💡 فصلى در روان شناسى <>چندى است كه مسئله آزمايش عقل كودكان و جوانان، با توجه به سنين عمر آنان،فصل جديدى را در روان شناسى گشود است. با تفكيك سن تقويمى از سن عقلى ثابتشده كه ممكن است عقل يك جوان بيست ساله به قدر يك كودك ده ساله باشد، يا بر عكس،عقل يك كودك ده ساله به اندازه يك جوان بيست ساله باشد.
💡 گفت: در این ساعت نفس با من گفت که آخر به آرزوی ده ساله رسیدم.
💡 تا تو فرصتجوی گردی وز کمینگاه حسد غصهٔ ده ساله را باری به صحرا آوری
💡 چند سال اول برنامهٔ اصلاحات به عنوان «دورهٔ بازتنظیم» تعیین شد که طی آن قرار بود عدمتعادلهای مهم در اقتصاد اصلاح شود تا پایهای گردد برای یک حرکت نوسازی برنامهریزیشدهٔ درست. برنامهٔ ده ساله هوآ گوئوفنگ کنار گذاشته شد، اگرچه بسیاری از عناصر آن حفظ شدند.
💡 وجه دوری این که از بیماری ده ساله هست رخش عزمم ناروا پای تردد ناروان