لغت نامه دهخدا
سرگوشی گفتن. [ س َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نجوی کردن.
سرگوشی گفتن. [ س َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نجوی کردن.
نجوی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی چو هست حرف بلندت، مگو به سر گوشی
💡 گل بسته است راه به سر گوشی نسیم این بلبلان خام چه فریاد می کنند
💡 قد خمیده نسخهٔ تدبیر جانکنی است سر گوشیی به تیشهٔ فرهاد میکنم
💡 گفتار دلفریب تو در پرده حجاب سیلاب عقل و هوش چو سر گوشی پری است
💡 شراب عشق تو در جان پارسایان ریخت همی کنند چو مستان به بزم سر گوشی
💡 تو که بر حرف کسی گوش نمی اندازی چه شود گر دهیم رخصت یک سر گوشی