سدوسی مؤرج بن عمرو

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] ابوفید مؤرج بن عمر سدوسی، ادیب و عالم نحوی قرن دوم هجری قمری است. برخی نام او را «مرثد» دانسته و از «مؤرج» به عنوان لقب وی یاد کرده اند. در باره دوران طفولیت و زادگاه وی اطلاعی در دست نیست. در برخی منابع آمده که وی از بادیه به بصره آمد و به آموختن قیاس در محضر ابوزید انصاری پرداخت. همچنین به نظر می رسد که وی قبل از آنکه مأمون عباسی به حکومت رسد، به وی پیوسته و همراه او از عراق به خراسان سفر کرده و ابتدا در شهر مرو سکنا گزیده و سپس به نیشابور رفته و در آنجا اقامت گزیده و از محضر عالمان آن دیار بهره برده است، سپس به جرجان رفته و از آنجا به بصره بازگشته و در همان جا درگذشته است. برخی، از سال 204ق، به عنوان سال درگذشت وی یاد کرده اند؛ درحالی که سال 195ق؛ یعنی سالی که ابونواس در آن درگذشت، صحیح تر به نظر می رسد.
مؤرج سدوسی از شخصیت هایی است که بسیاری از بزرگان نظیر زبیدی در «طبقات»، سیرافی در «اخبار النحویین البصریین»، یاقوت حموی در «معجم الادباء» و...نسبت به ثقه بودن و درایت وی در علوم عربی؛ به ویژه لغت و شعر، گواهی داده اند. مؤرج شعر نیز می گفت، هرچند از اشعار وی چیز زیادی به دست ما نرسیده است.
مؤرج، تألیفات زیادی نداشته و منابع کتاب شناسی و تراجم تنها از هشت کتاب به عنوان آثار به جامانده از وی نام می برند که از این میان تنها دو کتاب باقی مانده است: «الامثال» و «حذف نسب قریش».
الأمثال / نوع اثر: کتاب / نقش: نویسنده

جمله سازی با سدوسی مؤرج بن عمرو

💡 و از عبدالملك بن عمرو است از كسانى كه به او حديث كرده اند كه مردى به حضرترسول خداى - صلى الله عليه و آله - آمد و گفت كه اى پيغمبر خداى !

💡 حديث: 3 حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنهقال حدثنى محمد بن الحسن الصفار عن العباس عن حماد بن عمرو عن زيد الشحام عن ابىجعفر عليه السلام قال من قرا الواقعه كل ليلهقبل ان ينام لقى الله عزوجل و وجهه كالقمر ليله البدر.

💡 ابوبكر بن عمرو بن حزم، از قول پدرش، از جدش به من گفت كهرسول خدا(ص ) فرموده است: فاطمه پاره تن من است، هر كس كه او را به خشم آورد، مرابه خشم آورده، و آنچه او را شادمان كند، مرا خشنود ساخته است.

💡 و هم در آنجا برخى از روايات ايشان را كه شيخ طوسى در شرح حال قعقاع بن عمرو زاده خيالات سيف در كتاب رجالش آورده، و از آنجا به كتاب رجال اردبيلى (م 1101 ق ) و قهبائى كه تا سال 1016 هجرى مى زيسته، و مامقانى (م 1351 ق ) راه يافته، متذكر گرديده ايم.

💡 مؤ لف: اين روايت را قمى نيز در تفسير خود روايت كرده و مقصود از بعضى اصحاب خودكه نام برده به گفته قمى محمد بن عمرو است. و معناى روايت اين است كه: عدد(هشتاد) يكى از مصاديق كلمه (كثير) است،بدليل اين آيه قرآن، نه اينكه معناى آن هشتاد باشد.

💡 وقتى كه سهيل بن عمرو با نوشتن كلمه رسول الله مخالفت كرد، حضرت بادست خويش آن كلمه را محو نمود و به على عليه السلام فرمود:

ضربان نبض یعنی چه؟
ضربان نبض یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز