ستیز کردن

لغت نامه دهخدا

ستیز کردن. [ س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدال کردن. لجاج کردن. خصومت. منازعت. نزاع. مناقشه:
چو چیره شدی بی گنه خون مریز
مکن با جهاندار یزدان ستیز.فردوسی.بهنگام، کردن ز دشمن گریز
به از با تن خویش کردن ستیز.فردوسی.یکی کرد بر پادشاهی ستیز
بدشمن سپردش که خونش بریز.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

جدال کردن. لجاج کردن

جمله سازی با ستیز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وظیفه اصلی بشریت که انسان برای آن خلق شده است، بندگی خدایان و قربانی کردن آیینی برای آنها است. این موضوع هم در انوما الیش و هم در آترا-هاسیس دیده می‌شود. در هر دو اسطوره، خلقت انسانها به ساختار سابق نظمِ جهانی پیوند داده می‌شود. این کار از طریق نظم دادن به نیروهای در ستیزِ آسمانی انجام می‌شود. این ستیز الهی، مابین نسل خدایان ازلی و نسل جوانتر خدایان روی می‌دهد. بن‌مایه‌های هر دو اسطوره (به خصوص داستان طوفان)، در داستان آدم و حوا دیده می‌شود.

💡 قرار گرفتن ایران شیعی در کنار کشورهای مسلمان حوزه خلیج عربی همواره یکی از عوامل اختلاف نظر و نزاع بین طرفین بوده‌است. این اختلافات همواره مد نظر ایالات متحده آمریکا برای تشدید اختلاف‌ها، بی‌اعتمادی و بیشتر کردن فاصله میان طرفین بوده‌است. اقداماتی از قبیل ایران ستیزی از این قبیل اقدامت می‌باشد.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز