ستوه اوردن
مترادفها
خسته کردن، درماندن، فرسودن، از پا درآوردن
متضادها
طاقت آوردن، پایداری کردن، استقامت کردن
لغت نامه دهخدا
( ستوه آوردن ) ستوه آوردن. [ س ُ وَدَ ] ( مص مرکب ) عاجز کردن. زبون ساختن:
سواران جنگی بر او بر گمار
ستوه آورش هر سوی از کارزار.اسدی.مثال او را امتثال نمود و بر این موجب پیش گرفتند تا آن کافران را به ستوه آوردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فرهنگ فارسی
( ستوه آوردن ) عاجز کردن زبون ساختن
جمله سازی با ستوه اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیکاپریو یکی از بهترین بازیگران نسل خود دانسته میشود.[الف] در نظرسنجی سال ۲۰۲۲ مجلهٔ امپایر، او از سوی خوانندگانِ این مجله بهعنوان یکی از ۵۰ بازیگر بزرگ تاریخ انتخاب شد. این مجله پشتکار او برای «از هیچ کاری دریغ نکردن (اغلب به معنای واقعی کلمه) بهمنظور به ستوه آوردن شخصیتهایش» را ستایش کرد. کالین کاورت در سیاتل تایمز بهطور مشابه بر این باور بود دیکاپریو بهواسطهٔ ارادهٔ خود برای به عهده گرفتن نقشهای چالشبرانگیز که تعداد کمی از معاصرانش قادر به ایفای آن هستند، «ستار شدن در سینما را بازتعریف میکند».