لغت نامه دهخدا
( ستورآس ) ستورآس. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) آسیا که بستور گردد. آسیاکه آن را خر یا شتر گردانند. ( از یادداشت مؤلف ).
( ستورآس ) ستورآس. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) آسیا که بستور گردد. آسیاکه آن را خر یا شتر گردانند. ( از یادداشت مؤلف ).
( ستور آس ) آسیا که بستور گردد و آسیا که آن را خر یا شتر گردانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نزدیک بانو چو شد نره گور نهاد او سر خود به پای ستور
💡 نعمت نبود آنکه ستوران بخورندش نه ملک بود آنکه به دست آرد قیصر
💡 با ستور و گاو و خر دشمن و لیک شاد ازو جان ستور و گاو و خر
💡 چنانت درآرم ز زین ستور که گریان شود بر تو ماهی و مور
💡 خروش ستوران ثریا گذشت شد از نیل چون کوه و صحرا گذشت
💡 ملک ورقه را مال بسیار داد ستور و درم داد و دینار داد