زیبا خو

لغت نامه دهخدا

زیباخو. ( ص مرکب ) خوشخو. ( آنندراج ). کسی که دارای طبیعت و خوی خوش باشد. ( ناظم الاطباء ):
هر آنچه بر سر آزادگان رود، زیباست
علی الخصوص که از دست یار زیباخو.سعدی.

فرهنگ فارسی

خوشخو کسیکه دارای طبیعت و خوی خوش باشد.

جمله سازی با زیبا خو

💡 ای بتو نیکو مروّت، ای بتو زیبا ادب ای بتو پاینده شاهی، ای بتو خرّم بشر

💡 وی همچنین سال‌ها در رشتهٔ مجسمه‌سازی و تاریخ هنر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به امر تدریس اشتغال داشته‌است.

💡 دل من روشن و مقبل ز چه شد با تو بگویم که در این آینه دل رخ زیبای تو دارم

💡 پیتر بردشاو منتقد گاردین فیلم را «بازیگری زیبا، فیلم‌برداری عاشقانه، پرشور وحرارت و متحوارنه» توصیف کرد.

💡 - برخی معادل‌های زیبا برای کلمات غیر فارسی –ولو پرکاربرد- در گویش علامرودشتی وجود دارد:

💡 معاذالله که از حُسنش بکاهد ذره‌ای ای دل به چشم احولان گر دوست باشد زشت یا زیبا