لغت نامه دهخدا
زیادت شدن. [ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) افزون شدن. طولانی شدن. دراز شدن:
اگر به زهد زیادت شدی کسی را عمر
کرا بدی به جمال و کمال دهر نظر.ناصرخسرو.و هر روز اسلام ایشان زیادت می شد تا همگان بر گذشت روزگار مسلمان شدند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 117 ).
گفتم دمی بگوشه چشمش نظر کنم
چشمم در او بماند و زیادت مقام شد.سعدی....ترا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم.حافظ.