زی و قاف

لغت نامه دهخدا

زی و قاف. [ وَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از سخن های بی ربط. ( غیاث ). سخن بی مزه. حرف سرد. حرف خشک. حرف واهی. حرف چاویده. ( از مجموعه مترادفات ص 299 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از سخن های بی ربط سخن بی مزه

جمله سازی با زی و قاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو سایه افکن و انگار کافتاب نماند تو شاد زی و چنان دان که روزگار بمرد

💡 بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد باش

💡 تا زلف عنبری بود و چشم نرگسی با چشم نرگسی زی و با زلف عنبری

💡 چون آگهی که شیفته و کشتهٔ توایم روزی برای ما زی و ریزی به ما فرست

💡 همچو سرو از باغ غم آزاد باش شاد زی و شاد بال و شاد باش

💡 با عیش مصفا زی و با بخت مساعد با روی چو سوسن زی و با چشم چو بادام

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز