زور بازی

لغت نامه دهخدا

زوربازی. ( حامص مرکب ) زورآوری. کوشش:
چه حاجت به این زوربازی ترا
خدا خود کند کارسازی ترا.نظامی.رجوع به زور ودیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

زور آوری کوشش

جمله سازی با زور بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست او از شانه می سازم جدا با زور آه بعد از این مشاطه گر بازی به آن کاکل کند

💡 تگوکی یک زمان جنگ اکشن فیلم درام محصول سال 2004 کره جنوبی به کارگردانی کانگ جی-گیو است. جانگ دونگ-گون و وون بین را بازی می کند و داستان دو برادر را روایت می کند که به زور به ارتش کره جنوبی در زمان شیوع کره ای فرستاده می شوند.

💡 که بازی کند بر پریشه زور نه پیلی نهد پای بر پشت مور

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز