زنگ و زنجیر
مترادفها
قید و بند، اسارت، بند و بند
متضادها
آزادی، رهایی
لغت نامه دهخدا
زنگ و زنجیر. [ زَ گ ُ زَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زنگ و زنجیری که فقرای غُلات و بیقیدان در کمر بندند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
بود مشکل من ز تدبیر من
دل و ناله شد زنگ و زنجیر من.طاهر وحید ( از بهار عجم ).قلندرمشربم گردیده ملک فقر تسخیرم
دهن خوانی کند بر پادشاهان زنگ و زنجیرم.؟ ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
جمله سازی با زنگ و زنجیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیزد از هرجا غلامی بهر درگاهش بلی قنبر از زنگ و صغیر از اصفهان آمد پدید
💡 بنا بر بعضی منابع، شاطران وظیفه نامهرسانی هم داشتهاند و از این نظر و نیز آویختن زنگ و نصب پر به کلاه یا دستارشان کاملاً شبیه پیکها بودهاند. بودهاند:
💡 بر فنای زنگ و بو بسیار میلرزد دلم شبنم خود را ازین گلزار بالا میکشم
💡 دل بختییست بسته بر مهد کبریا وین عقل و نطق و جان همه زنگ و درای دل
💡 سیاوش یک تفنگ گلولهزنی جهت شکار چهارپایان میباشد. لوله سلاح از جنس فولاد ضد زنگ و دارای ۴ خان راستگرد بوده و به صورت معمول با کالیبر ۰٫۳۲۳ ارائه میشود. جنس قنداق سلاح از چوب گردو است.
💡 واژه زنگ و مشتقات آن در ادبیات فارسی کاربرد فراوان دارد. ضربالمثل «یا زنگی زنگ، یا رومی روم» اشاره به پرهیز از دورویی از ضربالمثلهای پرکاربرد فارسی است. نظامی نیز میگوید: