زنگ الوده

متضادها

نو، پاک، تمیز

لغت نامه دهخدا

( زنگ آلوده ) زنگ آلوده. [ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زنگ زده. ریم گرفته: دثور؛ زنگ آلوده گردیدن شمشیر. ( منتهی الارب ). مقابل شفاف و پاک. کدر و آلوده به زنگار و ریم:
جان زنگ آلوده در صدرش به صیقل داده ام
زان چنان ریم آهنی تیغ یمان آورده ام.خاقانی.و رجوع به زنگ و زنگار شود.

جمله سازی با زنگ الوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاشقان صائب بلا گردان معشوق خودند زین سبب بال و پر طوطی به زنگ آلوده است

💡 قطعات فلزی قدیمی که در محیط‌های مرطوب و بدون حفاظ قرار گرفته‌اند، به سرعت دچار زنگ الوده شده و استحکام ساختاری خود را از دست می‌دهند.

💡 مهندسان برای جلوگیری از آسیب به سازه‌های دریایی، از لایه‌های محافظتی استفاده می‌کنند تا از زنگ الوده و تخریب سریع فلزات جلوگیری کنند.

💡 در بررسی دقیق بدنه خودروهای قدیمی، مشاهده شد که بخش‌های زیرین به شدت دچار زنگ الوده شده‌اند که نیاز به بازسازی کامل دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران