زخم گه

لغت نامه دهخدا

زخمگه. [ زَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) جای فرود آمدن شمشیر و دیگر آلات جارحه. مضرب سیف. زخمگاه. رجوع به زخم و زخمگاه و زخمه گاه شود. || نشانه. هدف. غرض. زخمگاه:
از خط این دایره در خط مباش
زخمگه چرخ مخطط مباش.نظامی.ای زخمگه ملامت من
هم قافله قیامت من.نظامی.رجوع به زخمگاه و زخمه گاه و زخم شود.
|| جای زخم. محلی از بدن که قبلاً مجروح بوده و اکنون التیام یافته. محل ریش:
درستی بود زخمها را ز خون
ولی زخمگه موی نارد برون.نظامی.رجوع به زخم شود.

فرهنگ فارسی

جای فرود آمدن شمشیر و دیگر آلات جارحه مضرب سیف نشانه هدف محل ریش

جمله سازی با زخم گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوسته خورم ز خم جفا از غمت ای سرو جز زخم جفا هیچ گلی در چمنت نیست

💡 مرهم از زخم دلم می کشد آزار سلیم بی سبب نیست اگر دشمن جان زخم است

💡 12 فوریه 2012 زمانی که او وزیر امور مالی بود، در یک سانحه هوایی به شدت زخمی شد. در این سانحه دو مسافر و دو خدمه هواپیما کشته شدند.

💡 دی زخم ناخنش به رخ چمن سمن چه بود؟ وان در همی به سلسله پرشکن چه بود؟

💡 آسمان، اين شبها كه ميرسد عجيب بى قرار ميكند و زمين داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمشسرباز ميكند.

💡 در خبرهای اولیه گزارش شد که تلفات آن ۱۰۰ کشته و زخمی در ایران است که ۴۰ نفر از آن‌ها کشته شده‌اند

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز