زحمت داشتن

لغت نامه دهخدا

زحمت داشتن. [ زَ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیماری داشتن. رنجور بودن. دچار درد و بیماری بودن. بیماری. کسالت. مرض: مولانا قطب الدین بعیادت بزرگی رفت پرسید چه زحمت داری. گفت تبم میگیرد و گردنم درد میکند. ( منتخب لطائف عبید زاکانی چ برلن ص 150 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زحمت دادن: [[ ای مگس. عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری ]]. ( حافظ )
بیماری داشتن رنجور بودن

جمله سازی با زحمت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى ابو محمّد! خود را بسيار در زحمت عبادت انداخته اى، با اين كه خداوندمتعال تمام خوبى ها را به تو داده است و تو نزديك ترين فرد بهرسول اللّه مى باشى، تو داراى علم و كمالى هستى كه ديگران از داشتن آن محروم مىباشند!

💡 ناگفته نماند كه يك عامل بسيار مهم، در رابطه با وارونه جلوه دادن حقيقت تشيّع،تبليغات سوء و نوشته هاى نا درست مستشرقين غربى بوده است؛ به اين معنا كه وقتىاروپايى ها سرزمينهاى مشرق را مورد مطالعه قرار داده و متوجه شدند كه اين سرزمينها،پر از منابع سرشار طبيعى و خدادادى است، و آب و هواىمعتدل و مفيد و خاك حاصلخيز و مردان پُر كار و زحمت كش دارد، به فكر ((استعمار)) اينسرزمينها و سيطره داشتن بر آن افتادند.

💡 پرسیدند از عزلت گفت: بیرون شدن است از میان زحمت‌ها و سر نگاه داشتن اگر برتو رحمت نکند.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز