زجر بردن

لغت نامه دهخدا

زجر بردن. [ زَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) رنج کشیدن. رنج بردن. آزار کشیدن. زحمت کشیدن. زجر کشیدن. رجوع به زجر کشیدن، زجر دادن، زجر کردن و زجرکُش شود.

فرهنگ فارسی

رنج کشیدن آزار کشیدن زحمت کشیدن

جمله سازی با زجر بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بـدون شك بردن آنها به سوى آتش دوزخ، تواءم با تحقير و ذلت و زجر و عذاب است،ولى در آيات مختلف قرآن، تعبيرات گوناگونى در اين باره ديده مى شود:

💡 حضرت موسى بن جعفر (ع ) را هرگز در چنين وضعى و با ديدن و شنيدن آن همه مناظردردناك و ظلمهاى بسيار، آرامشى نبود. امام به روشنى مى ديد كه خلفاى ستمگر در پىتباه كردن و از بين بردن اصول اسلامى و انسانى اند. امام كاظم (ع ) سالها مورد اذيت وآزار و تعقيب و زجر بود، و در مدتى كه از 4سال تا 14 سال نوشته اند تحت نظر و در تبعيد و زندان ها و تك سلولها و سياهچالهاىبغداد - در غل و زنجير - بسر مى برد.

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز