زبان کوته کردن

لغت نامه دهخدا

زبان کوته کردن. [ زَ ت َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کلام. سخن کوتاه کردن:
گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل ازین گفتگو نمی آید.سعدی.

فرهنگ فارسی

قطع کردن سخن کوتاه کردن

جمله سازی با زبان کوته کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باش چون آفتاب ناغمّاز به زبان کوته و به تیغ دراز

💡 عقل دست و زبان کوته دان آرزو رأس مال ابله دان

💡 مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن زبان کوته ما را به خود دراز مکن

💡 بلند بختا! خود گو که چون تواند گفت زبان کوته ما شکر فتح های چنین؟

💡 گذشتم از گله در وصل فرصتم بادا زبان کوته و دست دراز می‌خواهم

💡 او پس از شنیدن حقیقت تلخ، تصمیم گرفت زبان کوته کند و دیگر در مورد آن موضوع حساس با هیچ‌کس هیچ حرفی نزند.

💡 در برابر قدرت بی‌رحمانه آن حاکم ظالم، بسیاری از مردم مجبور بودند زبان کوته کنند تا از گزند و آسیب‌های احتمالی جان خود حفظ نمایند.

💡 گاهی اوقات در بحث‌های داغ و پر تنش، بهترین کار این است که فرد زبان کوته کند تا از درگیری‌های بیهوده و بی‌مورد جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران