لغت نامه دهخدا
زبان پر ز جنگ شدن. [ زَ پ ُ زِ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سر ستیز و جنگ داشتن و شدت خصومت است:
دل گرگسار اندران تنگ شد
زبان و روانش پر از جنگ شد.فردوسی.
زبان پر ز جنگ شدن. [ زَ پ ُ زِ ج َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سر ستیز و جنگ داشتن و شدت خصومت است:
دل گرگسار اندران تنگ شد
زبان و روانش پر از جنگ شد.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان بد دل و سفله و بیفروغ سرش پر ز کین و زبان پر دروغ
💡 همی گفت و مژگان پر از آب کرد زبان پر ز گفتار سهراب کرد
💡 کنون آمد ای شاه گرگین ز راه زبان پر ز یافه روان پر گناه
💡 خواجه ز فضل تو به صد دل ملول تو ز ندیمیش زبان پر فضول
💡 همه انجمن گشت ازو پر ز خشم زبان پر ز گفتار و پرآب چشم
💡 خانم از حرص فرو تاخت ز بام جست در کوچه زبان پر دشنام