زبان را گره زد

لغت نامه دهخدا

زبان را گره زدن. [ زَ گ ِرِ هَْ زَ دَ ] ساکت شدن. خموشی گزیدن:
چو شمعون بپرداخت زین داستان
زبانرا گره زد هم اندر زمان.شمسی ( یوسف و زلیخا ).

جمله سازی با زبان را گره زد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان عربی نیز در سنگال حضور دارد چنان‌که ۹۴ درصد از سنگالی‌ها مسلمان هستند و این زبان اغلب توسط مقامات مذهبی استفاده می‌شود. بنابراین اکثر سنگالی‌هایی که این زبان را بلدند به دلیل آموزش‌های دینی آن را آموخته‌اند.

💡 دولت جدید ایستگاه‌های تجاری در نزدیکی آناهواک در امتداد رودخانه ترینیتی و رودخانه برازوس ایجاد کرد. آنها همچنین اولین روزنامه انگلیسی زبان را که تاکنون در تگزاس منتشر شده، به همین نام جمهوری خواه تگزاس، که فقط برای ماه اوت ۱۸۱۹ وجود داشت، آغاز کردند.

💡 در روی تو بگشود نظر آنکه فروبست از کار جهان دست و دل و چشم و زبان را

💡 در علوم رایانه اگر در یک زبان برنامه‌نویسی محل قرارگیری کاراکترها اهمیت نداشته باشد و نیاز به قرارگیری آنها در یک ستون نباشد آن زبان را نوشتار آزاد گویند در این زبان‌ها توکن‌ها با استفاده از فاصله جدا می‌شوند و پایان خطوط چندان اهمیتی ندارد.

💡 عذرخواهی چاره باشد خاطر رنجیده را چرب نرمی زخم شمشیر زبان را مرهم است

💡 شانه گو از دور دندان بر سر دندان بنه در حریم زلف او این صد زبان را بار نیست

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز