لغت نامه دهخدا
زبان را درکشیدن. [ زَ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ساکت شدن. سکوت کردن زبان در کشیدن:
زبان را درکش ای سعدی ز شرح علم او گفتن
تو در علمش چه دانی باش تا فردا علم گردد.سعدی.
زبان را درکشیدن. [ زَ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ساکت شدن. سکوت کردن زبان در کشیدن:
زبان را درکش ای سعدی ز شرح علم او گفتن
تو در علمش چه دانی باش تا فردا علم گردد.سعدی.
ساکت شدن سکوت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تاتیزبانان ارمنی از پارسیان ریشه گرفته بودند، دستکم باید واژههایی ایرانی مرتبط با آیینها و شیوهٔ زندگی مسیحی برای خود میداشتند؛ ولی با اینکه آنها خود، این زبان را "Parseren" (پارسی) مینامند، چنین واژگانی در زبان آنها وجود ندارد.
💡 تربیت مترجم در مراکز دانشگاهی و علمی برقرار است و برخلاف آموزش ترجمه در یادگیری زبان که هدف تقویت زبان را در پیش دارد، بر تربیت مترجمان حرفهای برای مرتفع نمودن نیاز جوامع استوار است. در برنامههای تربیت مترجم موضوعاتی مانند روش تدریس، آزمونسازی و تدوین برنامههای درسی جایگاه ویژهای دارند.
💡 این مزرعهٔ تخم سخا کرد زمین را وان دفتر آیات ثنا کرد زبان را
💡 از آن نام تو بر زبان می نراندم که میسوخت نام تو کلام و زبان را
💡 گو به زهر آب دهد تیغ زبان را دشمن گوش ما چاشنی تلخ شنیدن دانست
💡 زبان اکسترمادورایی از زبانهای رایج در کشور اسپانیاست که در منطقهٔ خودمختار اکسترمادورا در نزدیکی مرز پرتغال بدان تکلم میشود. شمار کل گویشوران این زبان را در حدود دویست هزار نفر برآورد کردهاند.زبان اسپانیایی با لهجهای خاص نیز در اکسترمادورا رایج است و نزدیکی این دو زبان موجب شده تا زبان اکسترمادورایی بعنوان گویشی از اسپانیایی قلمداد شود.