اصطلاح «ریش و لک» در فارسی به معنای نشانهها یا اثراتی است که بر صورت یا بدن باقی میماند، معمولاً اشاره به ریش و لکهای صورت یا اجزای بدن دارد. این عبارت گاهی به ظاهر فرد و ویژگیهای بیرونی او نیز اشاره میکند، مانند ریش، سبیل، خال یا لکهای طبیعی و قابل تشخیص روی پوست. در گذشته، چنین ویژگیهایی برای شناختن افراد یا توصیف شخصیت و طبایع آنها نیز به کار میرفته است. به طور گسترده، «ریش و لک» میتواند استعارهای برای نشان دادن خصوصیات یا آثار باقیمانده از یک عمل یا حالت نیز باشد، مثلاً آثار سن، تجربه یا سختیهای زندگی که بر ظاهر یا رفتار فرد نمایان میشود. در متون ادبی فارسی، این عبارت معمولاً برای توصیف دقیق چهره یا صفات فرد به کار رفته و بار تصویری و توصیفی دارد. از نظر معنایی، «ریش و لک» با واژههایی مانند نشان، علامت، اثر و ویژگی ظاهری هممعنی است و هم در مکالمات روزمره و هم در متون ادبی برای توصیف ظواهر و ویژگیهای قابل مشاهده افراد استفاده میشود.
ریش و لک
لغت نامه دهخدا
ریش ولک. [ وِ ل َ ] ( اِ مرکب ) زالزالک بری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به زالزالک شود.
فرهنگ فارسی
زالزالک