فرهنگستان زبان و ادب
{cupping wear, scallop wear} [مهندسی بسپار- تایر] گودافتادگی موضعی و سرتاسری ناشی از رفتگی سریع دور تایر
{cupping wear, scallop wear} [مهندسی بسپار- تایر] گودافتادگی موضعی و سرتاسری ناشی از رفتگی سریع دور تایر
💡 و از اندام تناسلی حیوان، بذر مقدسی بیرون آمدند که با کاسه ای مخلوط کننده دریافت میشد.
💡 آسمان بر خوان یغمای تو سیمین کاسه ای است وز یم جودت در آن یک قطره آب است آفتاب
💡 روز ابر اینچنین داری چو سر در کاسه ای گر به جای قطره ها سنگ از هوا آید خوش است
💡 یک کاسه ای که بر کف دریا نهاده اند ای تشنگان روید که غیر از حباب نیست
💡 در بیشتر نقاط ایران پشت سر مسافر کاسه ای آب می ریزند تا در سفر سلامت باشد. گاهی کمی گندم (یا غلات و حبوبات دیگر) هم در این آب میریزند.
💡 دسته LCPهای قطبی و کاسه ای، با ویژگیهای منحصر به خود و کاربریهای بلقوه مهم و اساسی، همچنان مورد استفاده قرار میگیرند.