رفتار ابزاری
مترادفها
رفتار هدفمند، رفتار وسیلهوار
متضادها
رفتار بیغرض، رفتار ایثارگرانه
فرهنگستان زبان و ادب
{instrumental behaviour} [روان شناسی] رفتاری که از طریق تقویت ایجابی یا سلبی پاسخ های هدف، آموخته یا فراخوانده می شود
ویکی واژه
رفتاری که از طریق تقویت ایجابی یا سلبی پاسخهای هدف، آموخته یا فراخوانده میشود.
جمله سازی با رفتار ابزاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اصطلاح به ابزارهای تحلیل پویای برنامه پروفایلر میگویند از معروفترین، پروفایلرها ابزاری برای بررسی برنامه و واکاوی رفتار آن در شرایط مختلف هستند.
💡 در روانشناسی اجتماعی، رفتار ابزاری زمانی رخ میدهد که فرد تنها برای رسیدن به یک هدف خاص و نفع شخصی، با دیگران تعامل و ارتباط برقرار میکند.
💡 برخی منتقدان حوزه مدیریت، معتقدند که برخی مدیران با استفاده از رفتار ابزاری، کارمندان خود را تنها به عنوان وسیلهای برای رسیدن به اهداف سازمانی میبینند.
💡 اگر در یک رابطه عاطفی، یکی از طرفین صرفاً از رفتار ابزاری برای دستیابی به خواستههای مادی استفاده کند، آن رابطه به سرعت دچار فروپاشی و بیاعتمادی میشود.