رابطه قوای ظاهر و باطن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] انسان با توجه به دو بعدش، دارای قلب، سامعه، باصره، ذائقه، شامه و... است.
هر یک از این حواس ظاهری و باطنی نیز دارای سلامت و مرض ویژه خود هستند. قلب ظاهری صنوبری شکل، امراضی ویژه دارد که نام گذاری و معالجه آن بیماری ها برعهده دانش پزشکی است و قلب معنوی نیز امراض خاصی دارد که قرآن کریم عهده دار درمان آنهاست.
قلب روحانی
منظور همه آیاتی که سخن از "مختوم" و "مطبوع" شدن قلب دارند یا از "رین" و چرکی که قلب را می پوشاند و چهره شفاف و آیینه گون آن را مستور می کند، سخن می گویند یا درباره "قفل" و "غلاف" و "کنان" و "صرف" و "قساوت" آن معارفی را به بشر می آموزند، قلب روحانی است نه جسمانی.
قلب سالم و بیمار
ممکن است قلب جسمانی انسان در کمال سلامت باشد، ولی بر اثر کفر یا تبهکاری وی، قلب روحانی او بهره ای از سلامت نداشته باشد و ممکن است قلب جسمانی انسان مؤمن، بیمار، ولی قلب روحانی او سالم باشد: "اذ جاء ربه بقلب سلیم"؛ چنان که گاهی هر دو قلب بیمار است؛ مانند کافری که به بیماری قلبی مبتلاست؛ یا هر دو قلب سالم است؛ مانند مؤمنی که از سلامت قلب جسمی نیز بهره مند است.
ارتباط قلب جسمانی با قلب معنوی
...

جمله سازی با رابطه قوای ظاهر و باطن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کدام ظاهر و باطن موافق است به هم؟ دلش ز سنگ بود گر سپهر مینایی است

💡 عارف از اول و آخر چو خبر می جوید ظاهر و باطن و پیدا و نهان می جوید

💡 تو اکنون قطره شو در دید جانم که من در ظاهر و باطن عیانم

💡 و غرض از رياضت سه چيز است: يكى، رفع موانع ازوصول حق و آن شواغل ظاهر و باطن باشد.

💡 از آنچه گفتيم روشن ميشود، كه منظور از جمله (لجعلناه رجلا) اين نيست كه فقطشكل انسان به او ميدهيم كه بعضى از مفسران پنداشته اند، بلكه منظور اين است كه او رااز نظر ظاهر و باطن به صفات انسان قرار ميدهيم.

💡 آن كس كه روزيش شد تا به منزل احسان عروج كند واجد مقام مشاهده و كشف و عيان مىگردد، و مقام مشاهده مقامى روحى است كه از جمله مقامات پنجگانه نفس است و آن مقاماتعبارتند از: ظاهر و باطن و قلب و روح و سر.