ذو ضدی
لغت نامه دهخدا
ذوضدی. [ ض َ دا ] ( ع ص مرکب ) غضبناک. خشم آلود.
فرهنگ فارسی
غضبناک.
جمله سازی با ذو ضدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دیگر سخن هگل معتقد بود هستی بر اصل تضاد قائم است. «هر آنچه در عالم خلقت میبینیم، دارای ضدی است. شما نمیتوانید به بینهایت بدون نهایت و به زندگی بدون مرگ بیندیشید. مرد، مرد است؛ زیرا زن نیست. هر شیئی بدان سبب خود اوست که چیز دیگری نیست».
💡 چواو را نیست ضدی، کی هویداست که هر چیزی به ضدخویش پیداست