لغت نامه دهخدا
دیوان سیه کردن. [ دی ی َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحیفه ٔاعمال سیاه کردن. کنایه از معصیت کردن:
ز غیبت چه میخواهد آن ساده مرد
که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد.سعدی.
دیوان سیه کردن. [ دی ی َهَْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صحیفه ٔاعمال سیاه کردن. کنایه از معصیت کردن:
ز غیبت چه میخواهد آن ساده مرد
که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد.سعدی.
صحیف. اعمال سیاه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز غیبت چه میخواهد آن ساده مرد؟ که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد!