لغت نامه دهخدا
دیدار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مرئی شدن. ( یادداشت مؤلف ):
سپهبد همیراند بر پیل راست
چو دیدار شد ببر خفتان بخواست.اسدی.
دیدار شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مرئی شدن. ( یادداشت مؤلف ):
سپهبد همیراند بر پیل راست
چو دیدار شد ببر خفتان بخواست.اسدی.
مرئی شدن.
💡 استقلال به سرمربیگری ریکاردو ساپینتو و کاپیتانی سید حسین حسینی و نساجی به سرمربیگری حمید مطهری سرانجام برای دیدار سوپرکاپ مقابل یکدیگر به میدان رفتند و بازی با تکگل امیرارسلان مطهری و در شرایطی که بازیکنان استقلال بازی تماشایی برجای گذاشتند، اما درخشش علیرضا حقیقی مانع از پررنگتر شدن پیروزی استقلال شد، به پایان رسید و استقلال قهرمان سوپرجام فوتبال ایران شد.
💡 نعیم پس از ۱۵ سال از زندان آزاد میشود و به دیدار دخترش میرود. دختر او در جریان سفر به شمال ربوده میشود و نعیم که از تلاش پلیس خشنود نیست، مجبور میشود که به همراه دوستانش رضا و صدرا، عاملان ربوده شدن دخترش را پیدا کند.