دگرگونه کردن

لغت نامه دهخدا

دگرگونه کردن. [ دِ گ َ گو ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر دادن. مبدل کردن:
بدیشان چنین گفت امشب خروش
دگرگونه تر کرد باید ز دوش.فردوسی.مر قول مزور سخنی باشد کآن را
گوینده دگرگونه کند ساعت دیگر.ناصرخسرو.- جامه دگرگونه کردن؛ تبدیل کردن آن. مبدل ساختن آن. بگردانیدن آن:
نبود آگه که شاهان جامه راه
دگرگونه کنند از بیم بدخواه.نظامی.

فرهنگ فارسی

تغییر دادن. مبدل کردن.

جمله سازی با دگرگونه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو خواستم کردن این بد که کرد دگرگونه شد گنبد لاجورد

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز