دوش انداز
لغت نامه دهخدا
دوش انداز. [ اَ ] ( اِ مرکب ) رداء. ( ملخص اللغات حسن خطیب ). قبا و جامه ای که بر دوش اندازند. جامه که بر دوکتف افکنند چنانکه شنل و عبا و جز آن.
فرهنگ فارسی
ردائ. قبا و جامه که بر دوش اندازند.
جمله سازی با دوش انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عذری که رخ تو دوش آوردم پیش از چشم چو زلف خود پس گوش انداز
💡 در فرودگاه قلعه مرغی دو هنگ جنگنده بود که یکی با ۳۰ فروند هاوکر هایند و دیگری با ۵۶ فروند P-47 مجهز شده بود. اسکادرانهای شناسایی و پشتیبانی هرکدام با ۷ فروند آداگز، ۱۲ فروند تایگرمث و ۲ فروند آورو انسون در دوشان تپه، تبریز، مشهد، اهواز، شیراز و اصفهان مستقر شدند و اسکادران حمل و نقل ۷ فروند C-47 داشت. مدرسه آموزش خلبانی با ۱۷ فروند تایگرمث، ۵ فروند انسون و ۴ فروند آداگز راه اندازی شد.