لغت نامه دهخدا
هم دوش. [ هََ ] ( ص مرکب ) کفو. هم تراز. برابر در مقام. ( یادداشت مؤلف ). || دو تن را گویندکه همراه و دوش به دوش در راهی یا در پی کاری روند.
هم دوش. [ هََ ] ( ص مرکب ) کفو. هم تراز. برابر در مقام. ( یادداشت مؤلف ). || دو تن را گویندکه همراه و دوش به دوش در راهی یا در پی کاری روند.
۱. هم قدم.
۲. همسر، برابر.
همقدم، برابر، همسر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزرگوار امیرا یکی به عیش بکوش که با مراد تو هم دوش میرود تقدیر
💡 در دعوی وی عیان نه از صدق فروغ هم دوش ز گیسوان گواهان دروغ
💡 کاش هم دوش غبار، از خاک برمیخاستیم حیف عمر ما که همچون سایه زیر پا گذشت
💡 بودم نقابی یا خود سرابی او بوده هم دوش خود را در آغوش
💡 چون بگریزی تو ز عطار از آنک با تو به هم دوش به دوش توام
💡 دو سرو ناز با هم دوش بر دوش ز باغ آرزو رسته همآغوش