دو بتی
لغت نامه دهخدا
دوبتی. [ دُ ب ُ ] ( ص نسبی اِ مرکب ) منسوب به دوبت. دارای دوبت. || در اصطلاح مسکوکات ظاهراً سکه دارای دو نقش در طرفین یا دارای دو تصویر در دو جانب. در میزان طلا چنین بنظر می رسد که اصطلاح دوبتی اشاره است به دوکای ونیزی یا مسکوک معمول در ونیز از اصطلاح «اشرفی کهنه دوبتی » ( یا «دوبتی کهنه » ) معلوم می شود که رواج مسکوک طلا از قدیم معمول بوده است. ( از سازمان اداری حکومت صفوی ص 112 ): و عیار طلاء خلاصی روپوش نقره باید به عیار دوبتی کهنه رسیده باشد. ( تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص 22 ).
فرهنگ فارسی
منسوب به دو بت. دارای دو بت.
جمله سازی با دو بتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عمه او، مارسنه هریس، پیانیست و ترانهسرای نانسی ویلسون و برت باچاراچ بود. یکی دیگر از عمه او، بتی، همسر کمدین رد فاکس بود.
💡 خسرو نداند از گدا رندی که در ویرانهای برکف می گلگون نهد در بر بتی شیرین کشد
💡 در سال ۲۰۰۷، او در سریال شبکه کورت به نام قتل توسط کتاب همکاری کرد. این سریال درباره قتل بتی گور در وایلی، تگزاس در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۰ است.
💡 گرت بتی و شرابی ست وقت را خوش دان که در جهان به کسی عمر جاودان ندهند
💡 بتگر بتی تراشد و او را همی پرستد زو نیست رنج کس را نه زان خدای سنگین
💡 در اولین کریسمس بعد از طلاق با «جو» آشنا میشود و با او ازدواج میکند.. جو در یک پایگاه هوایی کار میکرد. او نیز مانند بتی از همسر خود جدا شده بود.