لغت نامه دهخدا
ده زرگر. [ دِه ْ زَ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور در 12هزارگزی باختر نیشابور. دارای 138 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده زرگر. [ دِه ْ زَ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور در 12هزارگزی باختر نیشابور. دارای 138 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۳٬۹۹۱ نفر جمعیت بودهاست. مردم زرگر به زبان مازندرانی گویش میکنند.
💡 داریوش زرگری در حالی که برای ضبط یک برنامه موسیقی به نروژ سفر کرده بود، به دلیل عارضه مغزی به حال اغما فرورفت و در بیمارستان برگن نروژ بستری شد.
💡 تو خدمت جانان کنی سر را چرا پنهان کنی زر هر دمی خوشتر شود از زخم کان زرگر زند
💡 ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده
💡 نجیبالدین رضا اصفهانی مشهور به زرگر، همچنین شناختهشده به نجیبالدین رضا تبریزی (؟ - ۱۶۶۹م یا ۱۶۹۱م) صوفی و شاعر ایرانی در سدهٔ یازدهم هجری/هفدهم میلادی بود.
💡 ور این هم نهای سنگ و خاشاک باش کجا زرگر و زر نهای خاک باش!