ده جمعه

لغت نامه دهخدا

ده جمعه. [ دِه ْ ج ُ ع ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مشیز شهرستان سیرجان. واقع در 24هزارگزی جنوب مشیز. سکنه آن 180 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده جمعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت در هر جمعه يك دينار صدقه مى داد و مى فرمود: دادن صدقه در روز جمعه چندبرابر ديگر روزها پاداش دارد.

💡 فرمود: پاداش اعمال بد يا خوب در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعىنمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد.

💡 نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند

💡 یهودیان هر روز جمعه در جلو آن گرد می‌آمده‌اند و بر ویرانی بیت‌المقدس شیون و ندبه می‌کرده‌اند. این رسم از سدهٔ نخست میلادی سابقه داشته‌است.

💡 چه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیم چه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بود

💡 هنگامی که من نزد یهودیان بودم نوکر امام جمعه میرزا عسکری در عصر روز عید یوم کیپور وارد خانه یکی از یهودیان شد تا ببیند که آن‌ها یوم کیپور را جشن می‌گیرند یا نه.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز